
مقالات
و ديدگاه ها
ارسالي شما
عدالت
اجتماعي، ريشه هاي جرم و جنايت را در جامعه مي خشکاند
حميد الله "حميد"
جرايم سبب به خطر افتادن امنيت در جامعه بوده و صحت
رواني افراد مجرم يقيناً سلامت و تکامل جامعه را به طور جدي با خطر
تهديد و تخويف روبرو ميسازد لذا بر مسؤولان نظام لازم است در کنار
مبارزه با جرايم، عوامل و ريشه هاي اصل جرم و راه هاي پيشگيري و درمان
مناسب آن را تشخيص و جستجو کرده و در جهت بهبود وضعيت اخلاقي و رواني
انسانهاي سرکش و نا آرام مبارزه نمايند.
پژوهشگران و حقوقدانان، جرايم را به بخشهاي مختلفي
تقسيم و طبقه بندي کرده و وضاحت داده اند که ما در اين بحث به بعضي از
آنها تماس مي گيريم: جرايم عليه اشخاص مثل قتل عمد و اختطاف، جرايم
عليه اموال، مثل سرقت، رشوت، جعلکاري و تقلب، جرايم جنسي مثل تجاوز به
عفت و ناموس مردم، جرايم مربوط به مواد مخدر و اعتياد، جرايم در رابطه
حيف و ميل داراي هاي عامه و بيت المال البته تعريف جرم از کشوري تا
کشور ديگر فرق دارد، ممکن عملي در يک کشور نظر به فرهنگ و عقيده مردمش
جرم پنداشته شود در حاليکه همان عمل در کشور ديگري جرم شناخته نشود.
در پيدايش جرم کارشناسان نظريه هاي مختلف و گوناگوني
ارائه کرده اند و آنچه از مجموع نظريات مطرح شده استنباط ميگردد اين
است که در ارتکاب جرايم يک عامل به تنهايي هيچ وقت دخالت نداشته، بلکه
مجموعة از عوامل بيولوژيکي، محيطي، اجتماعي، اقتصادي، مسلط بودن
مسؤولان بي هدف، فرهنگ فاميلي معيارها و برداشت هاي عامه مردم و غيره
دخالت دارد، بناً آمار جرايم نيز با در نظرداشت عوامل فوق در جوامع
مختلف کاملاً متفاوت ميباشد و جرايمي که مرتکبين آن زندانها را پر از
زنداني کرده که بيشتر اين نوع جرايم در حقيقت به شکل گيري يک نوع
سيستم يا فرهنگ خاصي بر ميگردد که قسماً حاکم بر آن جامعه است.
يعني يکنوع برداشت و فرهنگي نظر به علت هاي مختلف چون
جنگ، رهبري نا سالم، روح ماديگري، ضعف معارف، شکل ميگيرد و همه مردم به
آن با گذشت زمان خو ميگيرند، که ما بهتر است نامش را فرهنگ کج انديشي و
يا کج روي بگذاريم که اين نوع فرهنگ زمينة متعددي را براي بروز
رفتارهاي جرمي و جرم گونه يي فراهم ميسازد که جريان تعريف شده فوق
اکثريت متخلفين جامعه ما را تشکيل ميدهند.
بناً نوع برداشت، عقيده و تفکر بزرگان عواملي است که در
سطوح پائين جامعه اثر کرده و حتي سطح اخلاقي عامه جامعه را از هم
ميپاشد. مثل جامعه امروزين افغانستان که زمينه مساعدي را براي ظهور
فرهنگ کج روي مهيا ساخته و معيارهاي اصيل اخلاقي را متأثر نموده است.
ديگر اينکه نا برابري هاي اقتصادي مردم در سطح شهر، محيط حتي کوچه و
محله زمينه مناسبي را براي رشد عقده ها بار آورده
وحدت و اتفاق صميمت و همدلي را کاملاً از بين برده و روح انتقام جويي
را در روان کودک و بزرگ زرق مي نمايد.
زيرا دوربين نگاه هاي اين مردم محروم از اوضاع نا به
سامان جامعه چنان عکس را ثبت و به حافظه سپرده که در فرآيند و با
مساعد شدن فرصت انتقام کشيده و با جهت هاي مخالف ايشان رابطه را قايم
نموده که جامعه را يقيناً از مسير سالم بيرون مي کشد بناً اين ديد و
نگاه و برداشت و عقده ها را مجرمين از پدر به ارث نبرده بلکه از روابط
نابرابر و نا سالم جامعه به ميراث گرفته است پس پيش از اينکه به علت
پرداخته شود به معلول متوجه شده ايم زيرا بيماري را بايد پيشگيري و
وقايه کرد و پيشگيري اين بيماري منوط به کسب مؤفقيت د رتغيير رابطه هاي
اقتصادي و شيوه اداره کشور و توزيع مناسب بيت المال و خدمات عادلانه
تعليمي با کيفيت و فراهم آوري شرايط بهتر زنده گي براي نيازمندان جامعه
است، پس پيش از اينکه با مجرم مبارزه کنيم بايد ريشه هاي آن را از بين
ببريم و برخي جرايم تقريباً ناشناخته و در عين حال از نظر حجم بسيار
بزرگ بوده که مرتبط با طبقه پائين جامعه هم نيست بلکه مرتبط با طبقات
حاکم جامعه بوده و سلطه و قدرت اجرايي نيز در اختيار آنان ميباشد و
صلاحيت و دستگيري مجرمين نيز در قبضة ايشان است و اين قدر اختلاس هاي
کلان و قانون شکني ها نيز ارتباط به اين عالي جنابان غير مسؤول يقيناً
مرتبط دانسته ميشود.
نه ميشود که يک آفتابه دزد را با ايشان در يک سطح قرار
داد زيرا با اين تفاوت که آفتابه دزد را پوليس ميگيرد و محکمه هم با
جرئت در حق وي قضاوت مي کند اما اين عالي جناب را که رد يابي کرده و چه
کسي دستگير و به ميز تحقيق بکشاند؟ جز دادگاه عدالت پروردگار در روز
قيامت.
متأسفانه زشتي هاي در بين مردم و در دستگاه رهبري وجود
دارد که مبارزه به آن ايماني چون ايمان عمر و بلال گونه خواسته که
فعلاً چنين اشخاص با مواصفات ذکر شده در اقليت بوده و قدرت اجرايي هم
ندارند.
پس بهتر است مسؤولين به خود آمده و روح ايمان را در خود
زنده سازند و با فقر، فساد بي سوادي و تبعيض مبارزه شود که حتماً ريشه
هاي جرم و جنايت خشکانيده شده و سعادت با همي را بار ميآورد.
و در اکثريت کشورها نظر به توجه و احساس مسؤوليت شناسي
اولياي امور ايشان دامنة جرم تقريباً کاهش يافته است اما چرا در کشور
ما با گذشت هر روز دامنه جرم و قانون شکني در سطوح بالايي قدرت و قسماً
در ميان عامه مردم وسعت مي يابد بناً بر دست اندرکاران امور فرهنگي و
مسؤولان کشور است تا در بالا بردن سطح فرهنگ و عقيده اسلامي مردم تلاش
کنند و روح اسلام را در روان فردي خود، محيط فاميل و نظام حکومتي گسترش
داده و ممکن يقيناً تا حد زيادي از مشکلات امروزي کاسته شود که در زير
سايه اين چنين نظام مردم ما اعم از رعيت و مسؤول با عزت و آبرو زنده گي
خود را سپري کنند براي نسلهاي بعدي يک محيط انساني و پاک همراه با بستر
سالم اجتماعي را که به ميراث مي گذارند در غير آن لعنت خدا پيامبر و
نسلهاي بعدي متوجه ما گرديده و از سوي زمانه ها نفرين خواهيم شد.
|