
مقالات
و ديدگاه ها
ارسالي شما
دولت، رسانه ها و انتقاد پذيري
صديقه "م"
آزادي بيان و مطرح ساختن آزادانه ديدگاههاي و نظريات،
بستر مناسبي براي آگاهي افکار عامه از جريانات و تحولات سياسي مهيا
ميگرداند و انتقاداتي که در نفس خود نه عامل نفي کننده بلکه اصلاح گر و
سازنده باشد با نمايان ساختن ضعفها و نواقص زمينه را براي پائين آوردن
سطح اشتباهات دولت و بالابردن ظرفيتهاي انکشافي و باز سازي کشور فراهم
خواهد آورد؛ ولي متأسفانه حاکم نبودن فرهنگ انتقاد و انتقاد پذيري هم
زمينه سؤ استفاده از آزادي بيان را در برخي رسانه هاي جمعي مساعد ساخته
و هم دولت را در پذيرش انتقادات سالم و سازنده براي اصلاح امور غافل
گردانيده است.
روند حاکم بر رسانه هاي جمعي کمتر در جهت ايراد و ارائه
راهکارهاي سازنده پيش رفته و بعضاً جهت گيري هاي سياسي، رسانه ها را در
مقابل دولت قرار داده است، عدم توجه به رسالت تبليغاتي در رسانه هاي
جمعي از جمله مسايلي است که ژورناليستان را نه تنها در تشخيص مشکلات و
ارايه راههاي رفع بحران نا موفق گردانده است؛ بلکه انتقاد محض از دولت
جامعه را به سوي نا اميدي سوق داده و فاصله يي که ميان دولت و مردم
پديد آمده سر چشمه بسياري از چالشهاي گرديده که صلح، امنيت و باز سازي
را در کشور دستخوش بحران ساخته است.
مسلماً رسانه هاي جمعي در انتقال حقايق و واقعيت هاي
موجود حق هيچگونه تصرفي را نخواهند داشت و تعهد ژورناليستي، رسانه هاي
جمعي را وا ميدارد که چشم و گوش مردم بوده و مردم را در کليه وقايع
اطلاع دهند ولي پر رنگ ساختن مغرضانة کاسيتهاي دولت و به تصوير نکشيدن
دستاوردها و پيشرفتها، مردم را نسبت به بهبود روند حاکم مأيوس ساخته و
مطرح نساختن راهکارهاي مناسب مردم را نسبت به آينده بد بين خواهد ساخت.
بايد اين حقيقت را پذيرفت که دولت کنوني، اشتباهات و
کاستي هاي فراواني را تجربه کرده و چنان که مي بايد مرحمي بر زخم هاي
کهنة مردم نگذارده است و بعضي دولتمرداني که وارد عرصه سياست گرديده
اند يا انگيزه يي براي خدمت به مردم نداشته اند و يا نتوانسته اند از
بحران اقتصادي و سياسي وخيم کنوني راه بيرون رفت را بيابند ولي آنچه
مسلم است دولتمرداني که با پشتوانة مردمي در رأس حکومت قرار گرفته اند
در صورتي که انگيزة کافي و همت بلند براي عبور از موانع موجود را
ندارند خيانت بزرگي به ملت مظلوم افغانستان مرتکب خواهند شد، اگر
همچنان بر چوکي خويش تکيه زده، و فرصت را از کانديدان ديگري که با
اميد، عشق و انگيزه به باز سازي وطن مي انديشند، بگيرند.
فضاي بازي که براي ارائه ديدگاه ها و نظريات مختلف
فراهم گرديده بهترين فرصت براي ارزيابي عملکرد دولتمردان پديد آورده
است، آنچه که توسط رسانه هاي جمعي از نواقص و کمبودي هاي دولت به تصوير
کشيده ميشود بايد با ديدي منطقي نگريسته شود و در عوض واکنشهاي غير
منطقي و تحت فشار قرار دادن رسانه ها در صدد رفع مشکلات و نواقص موجود
برآيند. دولتمردان در حالي که آزادي بيان را به عنوان لازمه نهادينه
ساختن دموکراسي پذيرفته اند بايد با آغوش باز از رسانه ها استقبال کرده
و حد اعظم استفاده را از راهکارهايي که توسط ديدگاه هاي مختلف در
اختيار شان گذارده ميشود، بنمايند.
مسلماً دولت براي استحکام و بقاي خويش از طريق مسکوت
ساختن جناح هاي مخالف به نتيجة مطلوبي نخواهد رسيد وخاموش ساختن نظريات
مخالف مشروعيت دولت را زير سوال خواهد برد. پذيرش انتقاد و انعطاف
پذيري در برابر خواستهاي مردم بقاي حکومت را تضمين کرده و همانقدر که
اعتماد مردم نسبت به دولت افزايش مي يابد، پايه هاي دولت مستحکمتر
خواهد شد افزايش اعتراضات مردمي و نا اميدي مردم از دولت برابر با
تقويت نيروهاي مخالف دولت خواهد بود، چنانچه امروزه اعتراضات مردمي
مخالفين دولت را جسورتر و بي باکتر ساخته و حاکميت و ثبات کشور را به
مخاطره انداخته است، فاصله يي که ميان دولت ومردم ايجاد شده خطري جدي
به شمار ميرود که هنوز دولتمردان به اين نکته باور نيافته اند.
دولتمردان به اشتباه تصور ميکنند که ميتوانند به مدد کمکهاي خارجي،
مشروعيت نظام خويش
را حفظ کنند در حاليکه اعتراضات مردمي به وضوح روشن مي سازد که دولت
به شناخت درستي از مردم و جامعه خويش نرسيده است و با اشتباهات مکرر به
بحران در کشور دامن مي زند. بي ترديد دولت براي دست يافتن به همکاري و
همراهي افکار عامه نيازمند به نقش کليدي رسانه هاي جمعي خواهد بود و
اين نيازمندي جز خدمت صادقانه به مردم و ميهن جامة عمل
نخواهد پوشيد.
جوانان و فرهنگ کتابخواني
صديقه "م"
عدم انگيزة تحقيق، مطالعه و کتابخواني، منجر به راکد
ماندن طيف گسترده يي از توانمندي هاي نسل جوان گرديده، نسل جواني که از
بحران چندين دهه، سر برآوده و براي تغيير وضعيت کنوني نيازمند علم،
دانش و تکنالوجي عصر جديد است، ولي در غنيمت شمردن از فرصت ايجاد شده و
افزودن بر بار علمي خوش غافل مانده است. هر چند فقر اقتصادي توان افراد
جامعه را گرفته و بد بيني نسبت به تغيير و دگرگوني اساسي در وضعيت
بحراني فعلي، نا اميدي را در دل جامعه پرورانيده، جوانان اين قشري که
مي بايد سرشار از انگيزه و خلاقيت بوده و با عزمي راسخ و گامهاي استوار
در راه دستيابي به جامعة آرماني بکوشد، زنده گي را به بطالت سپري کرده
و به ريشخند گرفته و از کوشش براي بالا بردن سطح دانش خويش باز مانده
است. دل مشغولي جوان امروز را برنامه هاي بي محتواي رسانه هاي تصويري،
سرگرمي هاي مبتذل انترنيتي و ... پر کرده و علاقمندي براي ارتقأ
استعدادهاي دروني و افزايش معلومات عمومي جايگاه واقعي خود را پيدا
نکرده است.
تجمل گرايي و مود پرستي در شرايطي در ميان جوانان ترويج
مي يابد که توان اقتصادي اکثر خانواده ها، از تأمين اين خواستة جوانان
بر نيامده و با ويژگيهاي سنتي جامعه نيز در تضاد واقع ميگردد. مسلماً
اشخاصي که مود پرستي را در جامعه ترويج مي کنند کمتر ذهن جوانان را به
اين حقيقت سوق مي دهند که شاخصه عمدة کشورهاي پيشرفته و عاجل توسعة آن
در اهميت و گسترده گي فرهنگ تحقيق، پژوهش و کتابخواني است، دغدغة جوان
غربي در دموکراسي و خود آرايي نيست، دستاورد علمي امروز غرب حاصل
انديشه ورزي، تفکر و تأمل پيرامون هستي،تحصيل و کسب معرفت براي دست
يافتن به قله هاي ترقي بوده است و اگر امروز از غرب در عوض روحية
تحقيق، مطالعه و پژوهش تنها فرهنگ مود پرستي و تجمل گرايي به جوانان
ساده نگر افغان، صادر ميگردد، غرب به خوبي دستاورد چنين صادراتي را
دريافته و بر پاية همين طرح به بقاي برتريت هويت سياسي خويش مي انديشد.
امروز در ميان تحصيل کرده ها و دانشگاهي ها نيز کمتر
ميتوان روحية تحقيق را مشاهده کرد، محصليني که به بلعيدن لقمة جويده
شده توسط استاد عادت گرفته اند و لکچر استاد را بدون تجزيه و تحليل مي
پذيرند هيچگاه زحمت و مشقت کار علمي و تحقيقي را بر خود هموار نمي
سازند، عدم خود باوري در جوانان زائيده ذهن تهي است، جواني که با
مطالعه و تحقيق انباشتي از معلومات و آگاهيهاي لازم را در ذهن خويش
پرورانده باشد، آگاهي هر گونه بحث با گفتمان و ابراز عقيده را خواهد
داشت چنين جواني با بيان آزادنة ديدگاه ها و نظريات خويش، اظهار وجود
کرده و جايگاه خود را در جامعه تثبيت خواهد کرد.
معدود بودن صاحب نظران و تکراري بودن چهره هايي که در
عرصه سياست و اجتماع به ارائه ديدگاه ها و نظريات مي پردازند، نمايانگر
ضعف جوانان در کسب موقعيت هاي کلان اجتماعي و سياسي و ارايه تيوري هاي
نوين و مؤثر است، جوانان به عنوان نسلي که ايجادگر تحولات کلان در
ساختار جامعه خواهند بود مي بايد براي دست يافتن به اين رسالت عظيم،
خود را به زيور دانش مهيا ساخته و از حد اقل امکانات موجود نهايت
استفاده را ببرند. در اين ميان محدود بودن منابع و معدود بودن کتابخانه
و مراکز تحقيقي و پژوهشي، مانع بزرگي سر راه بروز استعدادهاي جوانان به
شمار ميرود، بلي جوانان با درکي که از شرايط کنوني و محدوديت هاي جامعه
دارند، بايد خود را با واقعيتهاي تلخ اجتماع وفق داده و از حد اقل
داشته هاي موجود در رسيدن به نتايج شگرف سود بجويند.
فرهنگ مطالعه و کتابخواني به هيچ وجه محدود و منوط به
قشر خاصي از جامعه نبوده و همانقدر که جوان تحصيل کرده ملزم به تحقيق و
مطالعه است، هر جوان و هر موقعيت اجتماعي بايد خود را از نياز به
مطالعه و تحقيق بي نياز احساس کند. جامعه يي که تمام اقشار آن با فرهنگ
مطالعه خود را وفق داده باشند، سطح آگاهي و دانش آن جامعه، بنياد جامعه
يي ايده آل و آرماني را خواهد گذارد، مسلماً در جهت رسيدن به اين مطلب
بايد که عوامل بسياري دست به دست هم داده و صادقانه در اين مسير سهم
خويش را ايفا نمايند. جوانان سرمايه هاي ملي يک کشور و تمام پشتوانه و
دلگرمي آن محسوب ميشوند، هر جوان بايد از نيروي جواني خويش براي افتخار
و سر بلندي ميهن سود جسته و با فعاليت و کوشش خود خاطرات تلخ و گذشته
ناگواري را که بر تاريخ اين سرزمين تحميل گرديده است از ذهن ما پاک
گرداند و افغانستان نوين را احيأ نمايد.
|