Text Box: اعلانات شما را با قيمت مناسب مي پذيرد

 

 

 
 

 

اتحاديه هاي ژورناليستان يا دام هاي روزي؟

عبدالقيوم نيازي

ژورناليزم مسلک قابل احترام و ژورناليستان در واقع دکتوراني هستند که درد هاي اجتماع را درمان ميکنند.

ژورناليستان با قبول خطر در ساحات جنگي و ساير محلات ميروند و وقايع را آنچنان که است با صداقت و امانت داري انعکاس ميدهند، گرمي و حرارتي که در رسانه ها وجود دارد همه و همه محصول تلاشهاي خستگي ناپذير اين قشر منور است و اما صد افسوس که همين قشر هم بازيچه و موارد استفاده عده يي قرار گرفته از احساس و قلب پاک شان چه استفاده هايي است که نکرده اند و نميکنند.

به گونه مثال سالها قبل زمانيکه آقاي ظاهر طنين گرداننده مجله سباوون بود آن وقت اتحاديه ژورناليستان فعاليت خود را داشت که با آمدن مجاهدين اشخاص ديگري يکي بعد ديگر در رأس اين اتحاديه قرار گرفتند. تعدادي از ژورناليستان عضو آن اتحاديه خوشحال از اين بودند که عضو اتحاديه يي هستند و اما با کمال تاسف اکثراً ديده شده که حلقات بالايي که به شکل (پارت) بوده در تشکيلات مختلف اعضاي تشکيل را بدون آنکه آنان در جريان باشند به خاطر کسب امکانات مادي مورد معامله قرار داده اند، چندين هزار دالر فند به دست آوردند بدون آنکه به خاطر خدمت به ژورناليستان مصرف نمايند بر عکس به خاطر تقسيم فند بين خود بي اتفاق شده به شش پارچه منفلق شدند، آنکه چالاکتر بود پولها را برد و در همين گير و دار شاملان حلقه بالايي هر کدام خواستند تا از اتحاديه که آنرا به يک لاش تبديل ساخته بودند تکه پارچه يي بردارند هر کدام هرچه به دستش رسيد برداشت کسي پول، کسي جنس و تعدادي هم چند پول و اوراق و سوابق را زير بغل زده و به خاطر آنکه در روز مبادا از اوراق مذکور باز هم به خاطر گرفتن فند استفاده نمايند اين طرف و آن طرف پراگنده شده و بعد از اندي چند تاي از آن با گرفتن يگان اتاق در يک نقطة شهر، خواستند تا با استفاده از اسناد مذکور نزد موسسات فند دهند و ژورناليستان کشور، خود را اتحاديه سراسري و راستين ژورناليستان با سابقه طولاني معرفي نمايند، در همين راستا در ارتباط به مالکيت دارايي منقول و غير منقول، نام و مجله آن اتحاديه، پارچه هاي منفلق شده اتحاديه ژورناليستان سابقه هر کدام در سنگري قرار گرفته به مبارزه بر سر تصاحب لاش و به خاطر به دست آوردن فند به اعتبار اتحاديه ژورناليستان سابقه به مبارزه آغاز کردند. در روند دوم مسابقه در ادامه همين مبارزه يک کته گوري از پارچه هاي منفلق شده اتحاديه ژورناليستان سابقه و چند تاي ديگر به اثر توجه جدي داکتر رهين به عنوان اتحاديه ملي ژورناليستان افغانستان ثبت وزارت عدليه شده و به مجرد ثبت، خود را وارث بلا قيد و شرط اتحاديه ژورناليستان قلمداد کرد و به خاطر گرفتن فند به تکاپو افتاد.

در روند سوم مسابقه اتحاديه ملي ژورناليستان ساخته شده توسط رهين باز هم به انفلاق ديگري مواجه و اتحاديه ملي ژورناليستان افغانستان به اتحاديه ملي ژورناليستان نمره يک و نمره دو به دو اتحاديه تقسيم شدند باز هم ژورناليستان بيچاره درپچال شده حيران ماندند که به کدام طرف بروند اينبار باز هم يک مقدار اسناد نزد يکي و مقدار ديگري در چنگ ديگري افتاد هر باري که اتحاديه ها منفلق ميشوند پارتهاي رقيب داد و فرياد و عرض و داد راه ميندازند (هله، نمان که برد...) اين دو اتحاديه باز هم يکديگر را به دزدي و سو استفاده متهم ساختند و تبليغات شان در مقابل يکديگر اوج گرفت و در اين گير و دار حقوق بعضي از کارکنان اين اتحاديده ها از طرف حلقه بالايي داده نشد و اين موضوع در مطبوعات هم انعکاس يافت. قرار اطلاع به اساس انکشافات تازه فعلاً در گيري شديد بين سه اتحاديه پارچه هاي منفلق شده اتحاديه ژورناليستان سابقه که آنرا به لاش تبديل نموده اند (اتحاديه ملي ژورناليستان نمبر يک، اتحاديه ملي ژورناليستان نمبر دو و اتحاديه ژورناليستان افغانستان) با استفاده از اوراق و اسنادي که هر يک به غنيمت گرفته و طور پراگنده نزد هر سه موجود است آغاز گرديده توپخانه هاي تبليغاتي شان از طريق رسانه ها بر يکديگر به آتش باري بيرحمانه آغاز کرده اند و هر کدام خود را سراسري خطاب ميکنند و باز هم به خاطر مالک شدن ميراثها و به خاطر گرفتن فند و جذب ژورناليستان معصوم دست به کار شده اند.

حلقات بالايي اين اتحاديه ها معمولاً تعدادي بيکاران، جمعي فند گيرنده ها از خارجي ها و موسسات خارجي و چند تا ژورناليست (پارچه هايي از اتحاديه هاي ديگر) جمع شده اند کار شان همين بوده و است که جداول ولست ژورناليستان عضو شانرا نزد فند دهنده ها برده اند و ميبرند گفته اند و هر کدام ميگويند که هزاران ژورناليست در عضويت خود داريم و فند خواسته اند و ميخواهند.

در اين ميان بازنده واقعي ژورناليستاني معصومي اند که نا خود آگاه در معرض حراج قرار گرفته و ميگيرند آنان در بدل کارتهاي عضويتي که از اين اتحاديه ها به دست آورده اند بازيچه ميشوند. بسيار مضحک و خنده آور است اين که يکبار در يک نشريه مربوط به يک اتحاديه نام  نهاد، عکسهاي يک تعداد اشخاص به نظر ميرسد و زمانيکه فند اين اتحاديه مصرف شد و غريب شد و يک اتحاديه نام نهاد ديگر کدام فند به دست آورد و چاقتر بود اين اشخاص از اتحاديه غريب فرار و به اتحاديه (چاق که کدام فند به دست آورده و لپ و جپ دارد) رو آورده نامهاي شان در کدر رهبري اتحاديه چاق در جذب چند تا آدم بيکار ديگر که اين بيکاران در وقت کار داري هاي بزرگ دولتي که داشته اند مصدر هيچ خدمتي نشده اند و تا وقتيکه معاشات بلند و امتيازات دولتي را ميگرفتند براي دولت چک چک ميکردند و وقتي بر طرف شدند انقلابي و ضد دولت شده اند و اپوزيسيون ميباشند، به نشر ميرسد که در همين راستا اکتهاي ظاهراً دموکراتيک به عنوان تدوير کنگره و امثال آن را تبليغ مينمايند تا ژورناليستان جوان را جلب نموده بتوانند؛ اما در نهايت بعد از مدت کوتاهي به خاطر چوکي رياست و تقسيم فند ناسازگار شده انفلاقات ادامه مييابد چنانچه تاکنون به کرات و مرات وضع همينطور بوده است.

ژورناليستان عزيزم: به خاطر آنکه سوچه گي مسلکي و شخصيت معنوي تان حفظ گردد بهتر است تا هرچه زودتر اين مراکز نفاق افگني را ترک و به عنوان ژورناليستان آزاد و غير وابسته عرض وجود و احراز موقف نمايند به نان و چاي تان قناعت نمائيد و بدانيد که خارجي ها کسي را تا تابع سياست شان نشود فند نميدهند پس اتکا به خود عامل پيروزي است نه اتکا به فندهاي بيگانه ها، همه با هم متحد شده يک اتحاديه ژورناليستان واقعي را به وجود آوريد، اين اتحاديه ها طوريکه خود ميدانيد تاکنون به غير از ايجاد نفاق بين ژورناليستان و کسب منافع شخصي هيچ کاري نکرده اند، هيچ خدمت مفيد و مؤثري را براي ژورناليستان انجام نداده اند و نميدهند، پس عضويت در چنين دسته ها باعث بي اعتبار شدن شما ژورناليستان عزيز در جامعه ميشود که بايد از آن اجتناب کرد.

 

 

حريق  مارکيت جوانمرد در شهر مزارشريف

فهيم همدرد- گزارشگرچراغ

مارکيت جوانمرد يکي از مارکيت هاي است که در يکي از نقاط مزدحم شهر يعني در مندوي مزار شريف موقعيت داشته و همراه با زير زميني آن داراي 5 منزل مي باشد. در اين مارکيت دکاکين، اطاق هاي مسافر خانه و گدام اموال تجارتي وجود داشت و در اثر يک انفجاري که در يکي از دکاکين اين مارکيت به روز جمعه 20 دلو به ساعت 1:45 دقيقه رخ داد کاملاَ حريق گرديده و در حدود بيشتر از 90 فيصد اموال آن از بين رفته و مارکيت هم به حالت خرابه رونما گرديد که باز سازي آن به پول گزاف نياز دارد گفته ميشود که در اثراين آتش سوزي بيشتر از يک ميليون دالرخسارهء مالي به وجود  آمده است اما خوشبختانه خسارهء جاني به ميان نيامده است و در حدود 22 تن مجروح گرديدند. اين آتش سوزي تا ساعت 5 شام همان روز ادامه داشت و بالاخره توسط اطفائية ادارات دولتي بلخ و نيرو هاي آيساف مهار گرديد. بخاطر روشن شدن خوبتر موضوع حريق مارکيت جوانمرد گزارش مفصل را خدمت شما خواننده گان عزيز روز نامهء چراغ تقديم ميکنم. نخست از چند تن شاهدان عيني؛ چگونگي  در اين مورد  را جويا شويم که آنها شاهد صحنهء اين واقعه بودند.

نادر شاه آهنگر که در حدود 60 سال عمر دارد و در جوار اين مارکيت دکان آهنگري دارد ميگويد: من زماني که نماز جمعه را  اداء نموده به دکان آمدم و ميخواستم يک گيلاس چاي بنوشم صداي انفجار را شنيدم و به نظرم مي آمد که کدام بمب بزرگ در پيش روي دکان من انداخته شد. همه جا خاکباد گرديد و بعداز چند دقيقه ديدم که آتش سوزي خطرناکي در مارکيت جوانمرد رخ داد.

شخصي ديگري که خود را شفيع الله معرفي مي نمايد و نميخواست که مصاحبه بکند و حتي نام خود را هم  نميخواست بگويد زيرا ترس در بدن او جا گرفته بود گفت: اصلاَ انفجاري که رخ داد براي من يک رويا بود. بخاطريکه من براي هرکسي ميگويم اصلاَ گپ هاي مرا قبول نمي کند. من در منزل سوم اطاق دارم و در آنجا خوابيده بودم و به نماز جمعه نرفتم به گوشم صداي يک انفجار خطر ناک رسيد فکر ميکردم که خواب ديدم اما زماني که چشمان خود را باز نمودم ديدم که از منزل سوم به دوم از منزل دوم به منزل اول و از منزل اول به تاکوي افتيدم بالاي من بسيار چيز ها ريخت و خودم از جايم برخاستم و تنها چند جاي بدنم زخم سطحي برداشته بود و اصلاَ باور خودم هم نمي آمد. و بعداَ ديدم که تعداد زيادي کساني که زخمي شده بودند به شِفاخانه انتقال داده شدند. در همين حال دوکتور ميرويس ربيع رئيس صحت عامه ولايت بلخ مي گويد: زماني که انفجار رخ داد ماعاجل اقدام نموديم مجروحين اين واقعهء آتش سوزي را که در عقب شفاخانه موقعيت دارد به شفاخانه توسط امبولانس انتقال داديم که تعداد آنها 22 تن مي باشد. و از آن جمله 14 تن آنها به زودي از شفاخانه رخصت گرديدند زيرا جراحت آنها سطحي بود و 8 تن باقيماندهء آنها که در بين شان يک خانم شامل است در شفاخانه بستر ميباشند وي علاوه نمود که وضعيت مجروحين داخل بستر نگران کننده نبوده و بزودي از بستر خارج مي شوند. زمري بارک زاده يکي از مجروحين است که در شفاخانه در بستر بود زماني که مرا ديد لبخند نموده گفت: وضعيت من خيلي ها خوب بوده و قابل تشويش نمي باشد او افزود : من زمانيکه ميخواستم از منزل بالا به پائين بيايم صداي انفجار تکان دهنده به گوشم رسيد و چهار طرف من تاريک شد و افتيدم سپس نداستم که چه شد و وقتي که چشمانم را باز نمودم ديدم که در حال تداوي قرار دارم.

بياييد صحبتي داشته باشيم با افراد خساره مند اين مارکيت که آنها چقدر ضرر مالي ديده اند وچه گفتني ها دارند؛ من زمانيکه داخل مارکيت که حريق رخ  داده و به ويرانه تبديل شده بود گرديدم تعداد زيادي از دکانداران که وضعيت شان خيلي خراب به نظر مي رسيد وسايل و اموال سوختگي را بالا و پائين مي نمودند در آن وقت من گفتم که کي حاضر به مصاحبه مي باشد؟ بعضي آنها مي گفتند که کار از کار گذشته ، مصاحبه چه فايده مي کند به هرحال چند تن آنها حاضر به مصاحبه شدند. عبداللطيف يک تن از دکانداران اين مارکيت مي باشد که دستانش و تقريباَ همهء بدنش سياه گرديده بود و تمام وجودش مي لرزيد و حقيقتاَ حالت حيران کننده داشت گفت: در بدر کرد ، در بدر شدم ، همه سرمايه ام در دکانم بود و در حدود بيشتر از 40 هزاردالر امريکايي اموال من به کلي حريق گرديده و يک بد بختي بزرگ بالايم آمده است. او در حالي که از چشمانش آب جاري بود ضمن انتقاد از دولت به خاطر نداشتن امکانات مجهز گفت: مسئولين دولتي حاضر بودند اما امکاناتي که آتش سوزي را خاموش کند نداشتند اگر اطفائيه  زياد مي بود و به اسرع وقت مي رسيد همه اموال مردم نمي سوخت. دکاندار ديگري که خود را عبدالقدير ونماينده دکانداران مارکيت معرفي ميکند ميگويد: اين هم بي توجهي دولت را نشان ميدهد که بيش تر از يک ميليون دالر امريکايي اموال مردم حريق گرديده است از طرف ديگر گناهء مسئولين ولايت بلخ هم نيست زيرا آنها امکانات خوب اطفائيوي در دست ندارند و چطور مي توانند آتش سوزي بزرگ را با چند اطفائيهء که گنجايش آب زياد را ندارد خاموش بکند. او ميگويد در داخل دکان کاربن و بوري هاي باروت وجود داشت و  نمايندهء دکانداران ضمن اينکه از مقامات دولتي خواست که اين قضيه را بصورت درست بررسي بکند ميگويد نيروهاي آيساف بلاخره به سر وقت رسيدند و به ساعت 5 شام آتش را خاموش نمودند  در همين حال محمد انور رزاقيار رئيس عمومي اجرائيه مقام ولايت بلخ ميگويد: زمانيکه اطلاع به من رسيد که مارکيت جوانمرد در اثر انفجار بالون گاز به ساعت 1:45  روز جمعه حريق گرديد از طرف مقام ولايت بلخ براي ادارات که اطفائيه داشتند وظيفه سپرده شد تا آتش سوزي را به زود ترين فرصت مهار سازد. و بعد از چند دقيقه اطفائيه هاي قومنداني امنيه ، رياست کود و برق ، جن وپرس و دو عراده اطفائيه نيرو هاي آيساف حاضر شدند تا ساعت 5 شام آتش سوزي را خاموش ساختند.

اين در حاليست که تعداد از دوکانداران مارکيت از نا وقت رسيدن اطفائيه انتقاد نموده  ميگويند اين بسيار مشکل بود که با چند اطفائيه دولتي که درست فعال نيست آتش را خاموش کند و اگر اطفائيه هاي نيروهاي آيساف را به وقت و زمان ميخواستند همه اموال مردم حريق نگرديده و دچار مشکلات نمي شدند. از سوي ديگر آقاي رزاقيار ضمن تائيد زخمي شده گان ميگويد: همه مسئولين با تلاش فراوان توانستند آتش سوزي را خاموش کنند همچنان در مهار ساختن آتش سوزي نيروهاي اطفائيوي آيساف که شخصاَ جنرال برت فرماندهء نيرو هاي آيساف در شمال افغانستان به محل واقعه حاضر بود ، نقش ارزنده داشت همچنان شاهدان عيني ميگويند: اگر نيرو هاي آيساف نمي آمد خاموش کردن آتش مشکل بود.

در همين حال عبدالروف تاج آمر امنيت قومنداني امنيه بلخ ضمن اينکه صاحبان دکان را مقصر مي داند ميگويد: اين نوع واقعات بيشتر از اثر بي توجهي مردم مي باشد و بعضي ها که منافع خود شان را نسبت به منافع مردم ترجيح مي دهند  چنين واقعات رخ ميدهد وي افزود در همه حال اين مسئله زير تحقيق قرار دارد تا اينکه علت و انگيزهء اين واقعه معلوم گردد همچنان هيچ يک از مسئولين به صورت درست از خسارات مالي حرف نزدند  همچنين بصورت دقيق تر تا حال معلوم نشده است چه چيزي در داخل دکان انفجار نموده است.

اين در حاليست که شب جمعه همان روز در اثر انفجار يک بالون گاز که در يکي از دکان هاي گاز فروشي واقع کارته زراعت مزار شريف بوقوع پيوست دو دکان کاملاَ حريق و از بين رفته است. به گفتهء شاهدان عيني اين انفجار در اثر بي احتياطي مالک دکان گاز فروشي رخ داد در اين حادثه به کسي آسيب نرسيده است اما تمام دو دکان حريق و نابود گرديده است، از طرف ديگر چندين بار ديگر هم در نقاط مختلف شهر مزار شريف در اثر انفجار بالون هاي گاز در خانواده ها يک تعداد اشخاص مجروح گرديده بودند که آن هم سطحي بود ولي تنها خانواده ها مقصر نيستند زيرا تجار ملي ما گاز هاي بي کيفيت را وارد ميکنند وسبب مي شود اين گونه انفجارات در نقاط مختلف رخ دهد اميدواريم که مسئولين مربوط در اين مورد تصاميم جدي گرفته تا باشد هموطنان ما استفاده درست از بالون هاي گاز نمايند.

 

ازدياد حجم بيکاری در افغانستان و فرار جوانان از کشور

احمد شعيب "احمدي"

با آنکه دولت افغانستان بنا بر ضرورت نيروي انساني ميخواهد تا مهاجرين افغان از کشورهاي اروپايي و امريکايي به کشور باز گردند اما روزانه صدها جوان افغاني به ايران و پاکستان مهاجر ميشوند که علت اصلي اين کار نبودن زمينه کار براي مردم در افغانستان ميباشد.

فريدالله باشندة ناحية چهارم شهر کابل در حاليکه پاسپورت در دستش مقابل سفارت ايران ايستاده بود و علت خوشحالي خود را چنين بيان کرد: "مدت يکماه ميشود که من براي به دست آوردن ويزه هر روز به اينجا مي آيم تا بالاخره امروز مؤفق گرديدم تا ويزه ايران را به دست آورم."

وي گفت او به خاطر مشکلات اقتصادي و نداشتن کار به ايران ميرود و اين مهاجرت برايش بسيار درد آور است چرا که مجبور است از زادگاهش از پدر و مادر و ديگر اقوامش جدا شود.

او افزود اگر دولت و کشورهاي کمک کننده به افغانستان زمينه هاي کار را براي جوانان ايجاد ميکردند ديگر مردم و جوانان مجبور به بيرون شدن از کشور به خاطر پيدا نمودن يک لقمه نان نميشدند.

جوانان نه تنها از شهر کابل مجبور به خارج شدن از کشور ميشوند بلکه از ولايات نيز اشخاص و افراد براي کار کردن از افغانستان بيرون ميروند.

زين الدين که از ولايت تخار براي کار کردن به کابل آمده بود و اکنون ميخواهد به ايران برود ميگويد که وي شش ماه قبل براي يافتن کار دولتي يا شخصي به کابل آمده بود که تنها در سه ماه اول توانسته است کار نمايد چون او در يکي از شرکتهاي ساختماني گلکاري مينمود با سرد شدن هوا آن کار را هم از دست داده است.

وي افزود که دولت افغانستان قبل از آنکه زمينة کار را در کشور ايجاد نمايد به عودت مهاجرين افغان اقدام نمود و تجار ملي هم به جاي ساختن فابريکات توليدي به اعمار هوتلها و بلند منزلها آغاز نمودند که اين کار به کشور فقير و جنگ زدة افغانستان يک مصيبت است.

طي جنگهاي 30 ساله تمام زير بناهاي اقتصادي و فابريکات توليدي در افغانستان از بين رفته و دولت موجود کارهاي مؤثري را در راه فعال شدن دوبارة اين فابريکات انجام نداده و تصدي هاي دولتي را به حراج گذاشته است.

احمد خسرو که دو سال ميشود از پوهنحي علوم اجتماعي پوهنتون کابل فارغ گرديده است و اکنون ميخواهد براي کار کردن به ايران برود چنين گفت: مدت دو سال ميشود که از پوهنتون فارغ گرديده ام و به هر ادارة دولتي که ميروم برايم ميگويند در ادارة ما تنقيص آمده و براي جديد الشمولان تشکيل نداريم.

او ميگويد که پيدا نمودن کار نه تنها در ادارات دولتي مشکل است بلکه در شرکتهاي شخصي هم زمينة کار موجود
 نيست وي اضافه نمود که يکي از عوامل تخريب فابريکات توليدي در کشور سياست مخرب پاکستان بوده  و خريدن پرزه جات به قيمت بلندتر از پرزه جات جديد ، مردم را مجبور نمود تا اين سرمايه هاي ملي را تخريب نموده و
 به آن کشور انتقال داده و به فروش برسانند.

بيکاري در شرايط فعلي افغانستان يک مشکل اساسي براي مردم و دولت ميباشد و براي از ميان برداشتن بيکاري به پلانهاي ملي کاريابي
 ضرورت است.

محمد غوث بشيري معيين وزارت کار و امور اجتماعي ميگويد که اين وزارت استراتيژي ملي کار يابي را براي سالهاي بعد روي دست دارد و ميخواهد با تمام جوانب ذيدخل براي مهيا نمودن زمينة کار براي جوانان و متقاضيان فعاليت نمايد که در اين برنامة ملي براي تمام نهادهاي که مؤسسة تحصيلي و تعليمي دارند پروگرام هاي داده شده تا مطابق به نياز مارکيت کار، افراد را تربيه نمايند.

اقاي بشيري گفت:  وزارت کار و امور اجتماعي در پلان دارد که تا سال 2010 ميلادي از طريق برنامة انکشاف مهارتها 150 هزار نفر را در کورسهاي آموزشي فني و حرفوي آموزش دهد.

وي افزود که آنها ميخواهند تا از طريق مراجع دپلوماتيک زمينه کار را براي کارگران افغاني در خارج از کشور مهيا نمايند، و همچنان براي کارگران خارجي که به خاطر کار به افغانستان مي آيند پروگرام هاي را روي دست دارند تا اين اشخاص نتوانند کاري را که کارگران افغاني قادر به انجام دادن آن باشند در آن کار استخدام گردند.

 


صفحه بعد        -         صفحه قبل